https://shohada.org/fa/shahid/content/188881
شناسه خبر: 188881
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۰:۰۳
پرهيز از گناه
راوی محمد مهدیزاده طوسی: بار دوم که محمد رضا پایش قطع شده بود و من رفتم و ایشان را در بیمارستان نجمه تهران دیدم به من گفت: دادش من را از بیمارستان ببر . پرسیدم مگر چی شده است ؟ چون در بیمارستان خصوصی بود پرستارانش خیلی رعایت حجاب را نمی کردند گفت: من این جا زجر می کشم .می گفت: این پرستارها بد حجاب هستند به قدری این موضوع روی روحیه رضا اثر گذاشته بود که داشت گریه می کرد و می گفت: من در جبهه مجروح نشده ام که بیام و این تیپ افراد را ببنم .به من گفت: اگر نمی آمدی من از بیمارستان فرار می کردم در بیمارستان نجمه یک روز به من گفت: داداش دوتا سنجاق اگر بتوانی برای ما تهیه کنی خوب است .دو نفر با رضا در یک اتاق بستری بودند گفتم : سنجاق برای چه می خواهی .گفت: پیراهنهایی که به ما داده اند یقه اش خیلی باز است و این پرستارها که می آیند سیننه های ما را می بینند و چون نامحرم هستند این کار درستی نیست .من برایش سنجاق تهیه کرده و یقه اش را بستم .