https://shohada.org/fa/shahid/content/188882
شناسه خبر: 188882
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۰:۰۳
احساس مسؤليت
راوی لیلا صمدی: زمان انقلاب که هنوز حکومت نظامی بود یک روز محمد رضا در حالی که کیفی دستش بود به خانه آمد من پرسیدم بچه جان این کیف را برای چه برداشته ای ؟ الان می آیند و می گویند شما پولهایش را برداشتی گفت: نگاه کردم دیدم داخل کیف به جز مدرک چیزدیگر وجود ندارد برای همین آورده ام که به صاحبش برسانم .گفتم : به همراه پدرت بروید واین کیف را به کلانتر تحویل دهید پدرش گفت: اگر الان من با ایشان بروم بدتر میس شود فکر می کنند این کیف پول داشته و ما برداشته ایم . ولیاگر خود رضا ببرد می گویند . بچه است رضا کیف را برداشت و به کلانتری رفت و تحویل دهد. بعد از نیم ساعتی آقا رضا در حالی که می خندید آمد و گفت: وقتی وارد کللانتری شدم دیدم یک خانم و آقای نشسته اند و معلوم بود که سراغ کیف آمده اند وقتی کیف را تحویل دادم آدرس خانه را یادداشت کردند و 50 تومان پول هم به من دادند آن طوری که آنها اظهار کردند کیف را از دور حرم دزدیده بودند و پس از برداشتن پول ها کیف را داخل بوالوار انداخته بودند .