https://shohada.org/fa/shahid/content/189199
شناسه خبر: 189199
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۰:۰۷
توانايي جسمي رزمي
راوی محمد رجب زاده: همه از تیراندازی و نشانه گیری دقیقش می گفتند و از اینکه ساعتها پشت تیر بار می نشیند و خستگی نمی شناسد . گاه گاهی آرپیجی هم دستش را می بوسید و دقّتّش را می ستود . از پیش داوری ها و تعریف ها شناختمش . روحیّه پرطراوت و چهره دوست داشتنی اش ، کلید شناسایی اش بود . دهانم وقتی از تعجّب باز ماند که فهمیدم «یک دست» دارد . گفتم : دست دیگرت ؟! با خنده گفت : در عملیّات خیبر به ترکش خمپاره سپردم تا به پیوست پرونده ام ، آنرا به مولایم حسین (ع) برساند . قبل از حماسه (والفجر9) فرمانده از او خواسته بود در خطّ سوّم بماند و در کارهای تدارکاتی همکاری کند ، امّا چنان دردمندانه التماس می کرد که دیگر رزمندگان را هم به میانجی گری کشاند . وقتی فرمانده موافقت اجباریش را اعلام کرد ، صلواتی فرستاد و لی لی کنان به سوی پیشانی بندها دوید چند بار آن ها را زیر و رو کرد تا پیشانی بند دلخواهش را پیدا کرد و بست . صورتش را که چرخاند ، السلام علیک یا اباعبداللّه بر پیشانی بندش نقش بسته بود . در همین عملیّات ، نوشته پیشانی بندش را بارها فریاد زده بود و در کمرکش کوههای بلند مریوان ، عملیّات والفجر9 حجله گاه شهادتش شد و روح پاکش به حسینیان پیوست جنازه پهلوان مثالش ، در اسفند 1364 در شهرک خوسف بیرجند به خاک سپرده شد تا برای همیشه الگوی مردانگی باشد .