https://shohada.org/fa/shahid/content/189618
شناسه خبر: 189618
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۰:۱۳
دستگيري از ضعيفان
راوی جواد معافیان: بندة خدایی از همکارهای حاج آقا معافیان پنج راه پایین خیابان سباطی کوچکی داشت و از نظر مالی آدن ضعیفی بود و با همان درآمد، زندگیش را می چرخاند. زمانی که او خبر شهادت پدرم را شنید به مسجر تربتی ها که مراسم پدرم را گرفته بودیم، آمد در حالی که خودش را می زد. گفت: من خرج خانه ام را چکار کنم. و ناله کنان و گریان از حال رفت. به صورتش آب پاشیدیم و مقداری آب به او دادیم تا حالش جا آمد. کمی که بهتر شد، گفت: بارها بود که حاجی برای من ابزار و جنس می آورد. وقتی هفته بعد به سراغم می آمد، کی گفتم: حاجی جان، برای ابزارهای هفتة قبل چه مقدار باید بدهم؟ می گفت: خوب حالا آن حساب را ول کن، خط بزن، حساب جدید باز کن. فوراً دفترم را نی گرفت و حسابم را خودش خط می زد و می گفت: من که این را ننوشتم، قبول ندارم. حالا حساب جدیدتر برایت باز می کنم. ولی این را دیگر از تو می گیرم، و باز این کار را تکرار می کرد. و به خانه ام جنس و برنج و … می آورد و به من هم گفت؟ غلام تا روزی که من زنده هستم، راضی نیستم بروی بگویی فلانی یک چنین کار و برنامه ای دارد.