https://shohada.org/fa/shahid/content/189968

شناسه خبر: 189968
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۰:۱۶

حسن برخورد

راوی بیژن صمدی: برادر علی اکبر مرادیان همیشه لبخند بر لب داشت و می خندید. من خیلی با ایشان شوخی می کردم و سر به سرش می گذاشتم ولی ایشان فقط با خونسردی می خندید . در این رابطه به یاد دارم یکروز که به اسفراین آمدم به دیدن ایشان در سپاه رفتم . به مسئول نگهبانی گفتم: با مرادیان کار دارم . ایشان گفت: خوابیده . گفتم : بیدارش کنید و بگوئید اربابت آمده و کارت دارد . مسئول نگهبانی کمی به من نگاه کرد و رفت . وقتی مسئول نگهبانی موضوع را برای برادر مرادیان می گوید ایشان متوجه شده بودند که من آمده ام بعد برادر مرادیان خندیده بود و به مسئول نگهبانی گفته بود : " بگوئید بیاید داخل . "