https://shohada.org/fa/shahid/content/191276
شناسه خبر: 191276
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۰:۳۵
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی بابا محمد کیوانلو: علی اصغر را درخواب دیدم که به خانه آمد و جلوی در' بند کفشهایش را باز می کند. مادرش به او گفت: مادرجان شما تا حالا کجا بودی؟ او گفت: من جبهه بودم مگر لباسهای بسیجی من را نمی بینی. مادرش گفت : این لباسها را چه کسی برای تو دوخته است که اینقدر سوراخ سوراخ است. او گفت : مادرجان اینجا که می بینی رد گلوله است که سوراخ شده. از خواب بیدار شدم درست مثل همین خوابی که دیده بودم وقتی برای شناسایی پیکر ایشان رفتیم همان لباسهایی را که در خواب بود با همان سوراخ ها را دیدم.