https://shohada.org/fa/shahid/content/191334

شناسه خبر: 191334
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۰:۳۶

اخلاص عمل

یادم می آید در زمان خدمتش به همراه عداه ای از برادران بسیجی به مرخصی آمده بود و در روستای راه آهن جاجرم مسجد درست می کردند. یکی از برادران بسیجی به ابراهیم گفته بود بیا یک کمک کن آن موقع ابراهیم از ناحیه دست و پهلو مجروح شده بود. ابراهیم خجالت می کشد و مدتی به آنها کمک می کند و بعد از پا می افتد و من که داخل ساکش را نگاه کردم چیزی متوجه نشدم و وقت شستن لباسهایش متوجه شدم که بلوز ابراهیم خونی است و بعد فهمیدم که ایشان مجروح شده اند ولی به ما چیزی نگفته بود.