https://shohada.org/fa/shahid/content/191532
شناسه خبر: 191532
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۰:۳۸
محبت و مهرباني
راوی اقدس قاسمی: روزی اسدالله به خانه آمد و گفت: مادر یک بابا بزرگ آورده ام. من به شوخی گفتم همه می روند مادر بزرگ می آورند. شما می روید پدربزرگ می آوردید. به هر حال پیرمرد غریبه را که در زمستان سرد بی پناه مانده بود، به خانه آورد. بعد از آنکه شام خوردیم و هر کس به اطاق خودش رفت، پیرمرد در حالیکه چشمهایش اشک آلود شده بود. گفت: شما چه کار کردید که خداوند همچو پسری به شما داد. گفتم: هیچی فقط شوهرم روزی حلال به خانه می آورد و من از خدا خواستم که پسر صالحی به ما بدهد.