https://shohada.org/fa/shahid/content/192660
شناسه خبر: 192660
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۰:۵۴
تعاون و همکاری
به روایت از طاهره قاسمی : وقتی که برای روستا مسجد می ساختند او به جای آنکه به پدرش کمک کند در همراهی با گله گوسفندان رفته بود به مسجد و در بنایی مسجد کمک می کرد و مرا به کمک پدرش می فرستاد. وقتی به او می گفتم: تو دگیر سهم خود را ادا کرده ای بیا تا دیگران هم کمک بکنند. او می گفت: مادرجان من باید همین چند روز که اینجا هستم کارکنم و سیم کشی مسجد را تمام کنم، چون من این بار که به جبهه بروم، شهید می شوم. می خواهم وقتی خبر شهادت من به روستا رسید، مسجد درست شده باشد و برق هم داشته باشد.