https://shohada.org/fa/shahid/content/192852

شناسه خبر: 192852
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۰:۵۷

عشق به جهاد

به روایت از محمد فنودی : آخرین مرتبه ای که می خواستیم با برادرم حسن به جبهه اعزام شوم بعضی از دوستان گفتند: یکی از شما دو برادر برگردید و به هر کدام از ما که می گفتند برگردید به حرف آنها نمی کردیم و من می گفتم چون مدت زیادی است که من از جبهه آمده ام می خواهم بروم و به حسن گفتم: تو برگرد و درسهایت را بخوان ، و وقتی دوستان گفتند برگرد گفت: من مجرد هستم و برادرم زن و بچه دارد باید برگردد. وقتی دوستان ناامید شدند به نزد پدر و مادرم رفتند و به آنها گفتند: شما به آنها بگویید یکی برگردد که دیدم پدرم در حالی که گریه می کرد گفت: من کاری ندارم اگر خودم هم می توانستم می رفتم.