https://shohada.org/fa/shahid/content/193343

شناسه خبر: 193343
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۱:۰۳

ذکر و ياد خدا

راوی هاشم موسوی: یک روز در منطقة عملیاتی والفجر 3 با سید حسین فاضل الحسینی به یکی از پاسگاه های مرزی می رفتیم. در بین راه احساس کردیم در میدان مین قرار گرفتیم. ماشین را متوقف کردیم و آهسته پیاده شدیم. ایشان رفت تا مین ها را خنثی کند همان طور که جلو می رفت زیر لب ذکر می گفت. به ایشان گفتم: چه شده است؟ چرا این قدر ذکر می گویی؟ به شوخی گفتم: اگر یاد نداری آنها را خنثی کنی آهسته آنها را بردار و بیرون بینداز یا اگر می خواهی خودم بروم و آنها را بیرون بیندازم. به شوخی گفت: نه مرد حسابی، اگر می خواهی آنها را بردارم و توی جیبم بگذارم. گفتم: پس چرا این قدر ذکر می گویی؟ گفت: اجلت هم اگر رسید از خدا بخواه که توفیق بدهد تا کاری را که در نظر داری به بهترین نحو انجام دهی خدا توفیق انجام آن را می دهد. ذکر گفتن من هم برای این است که بتوانم این کار را انجام دهم.