https://shohada.org/fa/shahid/content/194988

شناسه خبر: 194988
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۱:۲۵

خواب و رویای دیگران درمورد شهید

شهید: رمضانعلی طاهری گوینده: صدیقه علی‌پناه ـــــــ پدر شهید: برات‌اله اواخر ماه مبارک رمضان بود و هیچ پول نداشتم خواب دیدم که رمضانعلی آمده خانه و خواهرهایم هم هستند خانمان در یک باغ بسیار بزرگی قرار داشت با درختان خیلی بلند رمضانعلی سوار بر یک مرکب سفید رنگی بود گفتم از کجا می‌آئی گفت آمده‌ام از تو خبر بگیرم گفتم خوب می‌بینی چه مشکلاتی دارم و غصه می‌خورم بعد گفت هر کار می‌کنی می‌بینم و با تو هستم گفتم پول ندارم کفت الان یک کمی پول برات آورده‌ام چند تا بسته‌ی 200 تومانی بود اول به خواهرهایم داد و گفت برای تو هم یک مقداری آورده‌ام ولی بعداً می‌آیم و از تو خبر می‌گیرم اگر کم است نمی‌خواهم و همینکه می‌خواست برود مشت مرا باز کرد و پول‌ها را میان آن گذاشت و سوار بر اسب شد و راه افتاد هر چه داد زدم و گفتم رمضانعلی بایست گفت نه دیگر بیشتر از این اجازه ندارم و خداحافظی کرد و رفت صبح به بنیاد شهید زنگ زدم به آقای دلبران مسئول بنیاد گفتم حاج آقا اینچنین خوابی دیده‌ام گفت شهید روحش آگاه است چون برایتان یک بودجه‌ای آمده است به حسابتان واریز نموده‌ایم برو بردار. موضوع: 1- خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2- ناظر و شاهد بودن شهید بر امور 3- کرامات شهید بعد از شهادت