https://shohada.org/fa/shahid/content/195144

شناسه خبر: 195144
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۱:۲۷

لحظه و نحوه شهادت

دکتر مولوی که همرزم پدرم بود نحوه ی شهادتش را این گونه نقل می کرد، در منطقه جنگی (کردستان) بودیم و برادران بسیجی با دشمن درگیری سختی داشتند تعداد زیادی از نیروهای ما به شدت زخمی شده بودند. من و آقای صنعتی در زیر آتش سنگین دشمن سعی می کردیم خودمان را به آنان برسانیم و آنها را به منطقه امنی جهت مداوا بیاوریم جالب بود زمانی که به یاری آنها شتافتیم هر یک از برادران مجروح برادر مجروخ دیگر را برخود مقدم می دانست و ما حیران می ماندیم که کدام یک را به عقب ببریم. در همین گیرو دار کمک به مجروحین بودیم که پدرت در حالی که یکی از برادرانی که به شدت زخمی شده بود کول کرده بود و به سمت عقب می آمد که ناگهان خمپاره ای در پشت سرش فرود آمد و بر اثر آن انفجار ایشان به شدت زخمی شدند به طوری که در همان لحظه یک بازو و یک پایش قطع شد. پدرت به علت اینکه روزهای قبل از این حادثه دو بار خون اهداء کرده بود و خون زیادی از بدنش هم رفته بود و همچنین به علت اینکه گروه خونی کمیابی(o) داشت، و در آن زمان ما نتوانستیم خون لازم را به بدنشان برسانیم و ایشان به دلیل جراحت و خونریزی زیاد به درجه ی رفیع شهادت رسیدند.