https://shohada.org/fa/shahid/content/195168
شناسه خبر: 195168
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۱:۲۷
تهجد و عبادت
نیمه های شبی ناگهان از خواب بیدارشدم. صدای هق هق گریه ای به گوشم رسید وقتی دقت کردم فهمیدم که صدای مرتضی است. به داخل حیاط رفتم. دیدم مرتضی بالای پشت بام است و در حالی که دستانش به سمت آسمان بلند شده بود، اشک می ریخت وبا خدا راز و نیاز می کرد. من که این وضعیت را مشاهده کردم ناراحت شدم و به او گفتم:" تو با این کارهایت آخر هم خودت را از بین می بری و هم ما را چرا این قدر، خود را آزار می دهی؟ او در جوابم گفت:" شما از حال من خبر ندارید نمی دانید من چقدر در محضر خداوند گناهکار هستم در این موقع از شب آمده ام تا در این خلوت، دست به دامان پروردگار شوم تا بلکه از گناهانم بگذرد.