https://shohada.org/fa/shahid/content/196757
شناسه خبر: 196757
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۱:۴۸
عشق شهادت
راوی فاطمه سمیعی: در خانه خوابیده بودیم که در زدند در را باز کردم دیدم برادرم علی اصغر است داخل خانه آمد و گفت: فاطمه می خواهم بروم جبهه گفتم: پدر که رفته شهید شده تو دیگر کجا می خواهی بروی ما دیگر طاقت نداریم گفت: مگر دلت نمی خواهد هم دختر شهید باشی و هم خواهر شهید باشی. گفتم: خداوند آن روز را نیاورد فکر می کردم نمی توانم تحمل کنم و بعد گفت حالا من می روم و به مادر نگو و رفت و فقط به من و همسرم گفت.