https://shohada.org/fa/shahid/content/198350

شناسه خبر: 198350
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۰۹

توکل به خداوند

به روایت از معصومه رضازاده خسرویه : پدرم از جبهه آمده بود برای مرخصی. من به پدرم خیلی علاقه داشتم رفتم روی زانوی راستش نشستم و پدرم شروع به صحبت کرد. پدرم می گفت: دخترم همیشه وقتی چیزی می خواهید فقط از خداوند متعال طلب کنید زیرا هر چیزی را فقط خداوند به بندگانش اعطاء می کند. همیشه می گفت: چیزی بدون اجازه کسی از جایی برندارید. اگر چیزی خواستید با اجازه گرفتن می توانید از او بخواهید. یک روز من در خانه همسایه مشغول بازی با دخترش بودم که چشمم به سبد پر از آلبالو و گیلاس افتاد، خواستم بردارم، اما به یاد توصیه های پدرم افتادم که همیشه می گفت چیزی بدون اجازه برندارید. خواستم اجازه بگیرم و بردارم، خجالت کشیدم. بالاخره چیزی نگفتم تا اینکه به خانه آمدم و قضیه را برای پدرم گفتم: پدرم مرا تشویق کرد و گفت: دخترم کار خیلی خوبی کردی که بدون اجازه دست نزدی. همینطور مرا تشویق می کرد که ناگهان زنگ جیاط به صدا درآمد. پدرم گفت: بروم ببینم چه کسی است.من هم دنبال پدرم رفتم که دیدم همان همسایه یک بشقاب پر از آلبالو و گیلاس آورده بود. پدرم بعد از تشکر و خداحافظی به خانه آمد و گفت دخترم ببین گفتم، هر چیزی که می خواهید فقط از خداوند متعال طلب کنید زیرا خداوند روزی را می رساند. من هم در آن موقع یاد گرفتم که باید برای هر چیزی و برای هر کاری فقط از خداوند کمک بخواهید.