https://shohada.org/fa/shahid/content/198374
شناسه خبر: 198374
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۰۹
خاطرات جنگی
به روایت از محمد رشیدیان : نقل و قول از همرزم شهید : مأموریت شناسایی و باز کردن یک معبر را به ما گزارش داده بودند و قرار شده بود این معبر را به کانالی که نیروهای عراقی همراه با تجهیزات کامل درآن سنگر گرفته بودند را وصل کنیم .و طی نقشه چند روز بعد نیز اقدام به عملیاتی در آن منطقه بنمائیم . آن روز من از مسئولین خواستم که چند نفر را معرفی کند . تا در باز کردن معبر کمک کنند که به سیف ا.. برخوردم . ایشان در حالیکه مقدمات مرخصی شان را ترتیب داده بودند و همان روز باید حرکت می کردند بلا فاصله اعلام آمادگی کردند و به طور داوطلب مأمور انجام مأموریت شد و از رفتن به مرخصی چشم پوشید و بسیار با این مسأله با گرمی استقبال کردند .و اصرار زیاد داشت که قبل از ماه مبارک به اتمام برسد .به محل مورد نظر که رسیدیم ایشان به من گفت: که شما همینجا بمانیید و با دوربین مراقب اوضاع باشید و خودشان همراه یک نفر از سربازان به راه افتادند .ساعت 11.5 بود من در حالیکه ایشان را کاملاً تحت نظر داشتم و گاه گاه با بیسیم با یکدیگر در تماس بودیم متوجه شدم که سربازی که همرا ه ایشان بود متوقف شد و بقیه را خود ایشان ادامه دادند و بعد در حالیکه منت با دوربین نیروهای عراقی را می دیدم و متوجه خطر شدم و هر کار کردم نتوانستم اقداماتی را انجام دهم .او را دیدم که وقتی ناگریز به مقابله شد و راهی برای برگشت ندید در حالیکه می توانست اسیر بشود ولی به تنهایی رگبار ژ_3را به سوی آنها گرفت و بوسیله نارنجکی که همراه داشت نزدیکترین سنگرشان را هدف گرفت و به هوا فرستاد که این عمل دشمن را به وحشت انداخت و ساعتها خطوط جبهه را زیر آتش گرفت.لحظاتی بعد من در حالیکه هنوز با دوربین در حال تماشا بودم دیدم که طی درگیری با دشمن ایشان به آرزوی دیرینه اش نائل گردید و به شهادت رسید .که پیکر او را تحت هیچ شرایطی نمی توانستیم به عقب برگردانیم که بعد از هفت سال پیکر پاک این شهید را به آغوش میهن باز گرداندند .