https://shohada.org/fa/shahid/content/198974

شناسه خبر: 198974
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۱۷

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2

به روایت از فاطمه جوادی : یک روزی تعدادی از دوستان فرزندم مهدی به دیدن من و پدرش آمدند. پدر مهدی با خالی دیدن جای پسرش در بین دوستان بسیار متأثر شد و شروع به گریه کرد تا این که شب در عالم خواب می‌بیند نور درخشانی به طرف خانه می‌آید وقتی نزدیک او می‌رسند، سه نفر نقاب بسته را می‌بیند که یکی از آنها نقابش را بر می‌دارد. وقتی پدر مهدی به آن نگاه می‌کند می‌بیند فرزندش مهدی است که آمده و می‌گوید: پدر نگران من نباش من در اینجا دوستانی همچون علی‌‌اکبر و قاسم دارم و از شیرینی که در دستش داشته است مقداری به پدرش می‌دهد و از آن موقع به بعد برای ایشان متأثر نمی‌شود.