https://shohada.org/fa/shahid/content/199122
شناسه خبر: 199122
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۱۹
اولین اعزام 2
به روایت از ربابه موسوی : بعد از شهادت پسرم علی اکبر دهقان همرزم او برایم تعریف کرد که ما در منطقه و در جزیره ی مجنون بودیم درست قبل از حمله هواپیماهای عراقی به او گفتم بیا با هم به عقب برگردیم. او گفت : نه اول نمازمان را بخوانیم بعد برویم. شاید در راه اتفاقی بیفتد. وضو گرفتیم و نماز را خواندیم بعد از نماز دست به آسمان بلند کرد و با خدا راز و نیاز نمود بعد بلند شدیم که حرکت کنیم من یک دانه انا را که همراه داشتم نصف کردم و به او دادم وقتی کمی از آن را خود گفت خیلی ترش است در حال خندیدن و شوخی کردن بودیم که هواپیماهای عراقی حمله کردند علی اکبر در پهلوی ماشین پناه کرفت و من خودم را داخل آب پرتاب کردم. وقتی از آب بیرون آمدم متوجه شدم که ماشینی که او در کنارش پنهان شده بود در حال سوختن است سریع از آب بیرون آمدم و به طرف آن دویدم متوجه شدم که او در اثر سوختگی و ترکشی که به بدن مبارکش اصابت کرده است به شهادت رسیده است.