https://shohada.org/fa/shahid/content/199178
شناسه خبر: 199178
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۱۹
عشق به جهاد
به روایت از رمضان بایگی : آقای دهقان از شجاعت و شهامت بچه های مهندسی صحبت می کرد، از مسائل و گرفتاریهای کار آنها حرف می زد. می گفت: مسئولیتم سنگین شده، نمی توانم آرام بگیرم، تا لحظه ای که اینجا نشسته ام، حقیقت دلم طرف بچه هاست طرف جبهه است. نمی دانم بچه ها چه کار نکرده اند. کارهای نیمه تمام داریم، باید کانال بزنیم و یکسری ادوات را آنجا پیاده کنیم و باید تمامی کارها به نحو احسن انجام شود. گفتم: شما به اندازه کافی رفته ای، نگران نباش. گفت: چرا به خودت چیزی نمی گویی. رفت و من دیگر او را ندیدم تا اینکه پیکرش را آوردند.