https://shohada.org/fa/shahid/content/199205

شناسه خبر: 199205
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۱۹

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی دهقان: پدرم را در خواب دیدم که با لباس سپاه به خانه آمده و مقداری برنج در سینی گذاشته و در دستش است. مرا که یادگار خودش بودم بغل کرده و در آغوش گرفته بود. پدرم از خود ساعتی را به یادگار گذاشته بود که من آنرا در این 13 سال فقط در همان دوران کودکی آن را به دستم بسته بودم. در همان عالم خواب دیدم که ساعت پدر در دستم است. من در آنجا واقعاً ناراحت شدم که این یادگار پدر را از خود دور نگه داشتم تا پدرم در خواب به من نشان دهد، یادگارش چقدر به من نزدیک است و من از آن دورم. به حدی تحت تأثیر قرار گرفته بودم که وقتی صبح از خواب بیدار شدم در این فکر بودم که چگونه خوبیها، و رشادتها و صفات پسندیده پدرم را برای دیگران بازگو نمایم.