https://shohada.org/fa/shahid/content/199211

شناسه خبر: 199211
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۱۹

تهجد و عبادت

راوی صغری دهقان: یک شب خانه محمد بودم. نیمه های شب که از خواب بیدار شدم دیدم یک نفر در تاریکی ایستاده و مشغول نماز خواندن است. جلو رفتم دیدم محمد است. ابتدا فکر کردم نمازش را نخوانده و این موقع شب مشغول خواندن نماز است. گفتم:«چه کار می کردی؟ که الآن داری نماز می خوانی؟»گفت:« نماز شب می خوانم.» نماز شبش ترک نمی شد. از زمانیکه جبهه رفته بود، بیشتر علاقه مند شده بود، هر وقت از جبهه می آمد بچه ها را به نماز جمعه می برد و اگر هم در خانه بود، نماز جماعت را بر پا می کرد