https://shohada.org/fa/shahid/content/199216
شناسه خبر: 199216
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۱۹
احساس مسؤليت
راوی رمضان بایگی: در منطقه بودیم و آقای دهقان مشغول کار بود . یک روز خیلی اسرار کردم که بیا به سنگر برویم و با هم کمی صحبت کنیم .گفت: نمی توانم ،خدا شاهده بچه ها الان فلان جا مشغول سنگر زدن هستند . باید هر چه سریعتر پیش بچه ها بر وم . گفتم :بابا کمتر جوش بزن کار خودش پیش می رود ، خدا بزرگ است . گفت : کار جدی است و شوخی بر دار نیست ، همین را گفت : خدا حافظی کرد و رفت .