https://shohada.org/fa/shahid/content/199317
شناسه خبر: 199317
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۲۰
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی سید حسین دوستدار یابی: شهید حسین دوستدار عضو سپاه پاسداران گناباد از اول جنگ تحمیلی در امور شهدا کار می کرد و زمانی که مسؤل معراج شهدا در اندیمشک بود خاطره ای نقل می کند و آن این بود که : یک شب شهیدی را به معراج آوردند قبل از اینکه مشخصات و آدرس او را از رانندة آمبولانس حامل شهید بپرسم معراج را ترک کرد. برای پیدا کردن پلاک یا مشخصات لباس و جیبهای شهید را گشتم ولی چیزی پیدا نکردم اجباراً پیکر پاکش را به عنوان مجهول الهومه در سردخانه گذاشتند به امید اینکه فردای آن شب شاید آدرسی از وی پیدا شود . در اول شب که خوابیدم همین شهید را خواب دیدم که به من گفت : چرا مرا به زادگاهم نمی فرستی از خواب پریدم و در سردخانه با دقت بیشتری دنبال پلاک شناسائی شهید گشتم ولی بی نتیجه بود و فکر کردم خواب آشفته ای دیده ام . به آسایشگاه برگشتم و خوابیدم . این بار شهید به خوابم آمد و گفت : چرا مرا اعزام نمی کنی که من مجهول الهویه نیستم . این بار هم از خواب بیدار شدم و در همان دل شب در سردخانه در جمع شهدای مجهول الهویه حضور پیدا کردم و بدن ، لباس و جیبهای شهید را جهت پیدا کردن پلاک گشتم اما این بار هم دست خالی برگشتم و خوابیدم . در بار سوم باز هم همین شهید را در خواب دیدم او هنوز معترض بود و خطاب به من ادعا می کرد که مجهول الهویه نیست . من هم گویی که خواب نبودم با شهید صحبت کردم و گفتم : آخر من که چندین مرتبه تو را بازرسی کردم ولی مشخصاتی نداری حالا که این طوراست شماره پلاک خودت را بگو تا تو را بشناسم و پیکرت را بفرستم . اینجا بود که شهید گفت : پلاک من از گردنم جدا شده و در بین فانسقه و شلوارم در پشت کمرم می باشد. من سراسیمه از خواب پریدم و در مراجعه به پیکر پاک شهید یکسره آن نقطه ای را که شهید در خواب به من گفته بود را نگاه کردم . خوشبختانه پلاک را در همان نقطه پیدا کردم و در همان شب جسم مطهر شهید را بوسیلة آمبولانس به آدرس مربوطه فرستادم .