https://shohada.org/fa/shahid/content/199677

شناسه خبر: 199677
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۲۵

اولین اعزام

به روایت از گلدخ محمدی : به خاطر دارم فرزندم محمد سال دوم دانشسرا بود که به چناران نزد ما آمد و اجازه خواست تا به جبهه برود. من به او گفتم من الان مریض هستم صبر کن خوب شوم بعد برو که او در جوابم گفت: اسلام در خطر و جنگ است و بی همتی ننگ است و من باید به جبهه بروم. وقتی عشق و علاقه او را به جبهه دیدم اجازه دادم و او نیز خوشحال شد و راهی جبهه شد و رفت.