https://shohada.org/fa/shahid/content/199688

شناسه خبر: 199688
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۲۵

خواب و رویای شهید

به روایت از صغری شم آبادی : شوهرم سید حسین یک روز خوابی که دیده بود برایم تعریف کرد و گفت امام خمینی را به همراه یک سید بزرگوار دیدم که به خانه ما آمدند آنها آنقدر نورانی بودند که وقتی که به خانه وارد شدند خانه ما روشن شد چند لحظه در خانه ماندند و موقع رفتن آن آقای بزرگوار جلوی در ایستاد و به امام خمینی گفت شما اول بروید . امام خارج شد و آن آقا هم پشت سر امام و من هم بی اختیار پشت سر آنها راه افتادم و از خانه بیرون رفتم در آن لحظه از خواب بیدار شدم. وقتی خوابش را تعریف کرد گفت من به جبهه می روم و دوست دارم شما یک زن انقلابی و محجبه ای باشی و اگر شهید شدم فرزندانم را درست تربیت کنید و مثل حضرت زینب (س) صبور و مقاوم باشد.