https://shohada.org/fa/shahid/content/199874
شناسه خبر: 199874
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۲۸
لحظه و نحوه شهادت
به روایت از احمدعلی رضایی : در عملیات بدر دشمن با کالیبر پدافند ما را زیر رگبار گرفته بود و همچنان مقاومت می کرد در جاده خندق برای در امان بودن از آتش دشمن موصع گرفته بودیم . با عباس درکنار یکدیگر بودیم . روحیه بسیار بالایی داشت یکی از نیرو ها بلند شده و ایستاده بود . به محض اینکه بلند شدم تا به او بگویم بنشیند توسط کالیبر دشمن از ناحیه گردن مجروح شدم عباس که متوجه شد من شهادتین را بر زبتن جاری کردم ، گفت: برارد رضایی مجروح شدی ، چی شد ؟ گفتم : « ظاهراً از ناحیه گردن و سر مجروح شده ام » منطقه تاریک بود عباس در تلاش بود تا باندی پیدا کند و محل خونریزی را ببندد . گودالی کنار جاده کند و سرم را داخل آن گذاشت . به هر شکلی بود گردن و سرم را باندپیچی کرد و مقداری مرا به سمت عقب آورد آنجا دیگر چیزی نفهمیدم . وقتی چشمانم را باز کردم در پشت جبهه بودم . آنجا مطلع شدم که برادر عباس خواجه بچه »در همان قسمت که با هم بودیم توسط کالیبر تیری به مهره های کمرش اصابت کرده و به دلیل اینکه نتوانسته از خودش حرکتی آنجا دهد و نیروها نتوانسه بودند ایشان را به عقب انتقال دهند خون زیادی از ایشان رفته بود و آنجا به شهادت رسیده بود .