https://shohada.org/fa/shahid/content/199879
شناسه خبر: 199879
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۲۸
عشق شهادت
به روایت از ن.م فولادی : قبل از اینکه عباس به جبهه برود، یک شب در خانه ما میهمان بود. با اینکه خودم به جبهه رفته بودم، از او درخواست کردم که استعفاء دهد و دیگر به جبهه نرود. گفت:«بعداً جوابت را می دهم.» زمانیکه با ماشین او را به خانه اش می بردم، در بین راه گفت:«پیش بچه ها جواب سئوالت را ندادم. اما بدان تا زمانیکه شهید نشده ام به جبهه خواهم رفت.» با اینکه مجروح شده بود، گفت:«از شما خواهش می کنم از این به بعد برای من مشخص نکنید که به جبهه بروم یا نروم.»