https://shohada.org/fa/shahid/content/199929
شناسه خبر: 199929
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۲۸
عشق به ائمه اطهار
به روایت از حسن جوان شیر : جهت عملیات والفجر 9 به مریوان اعزام شدیم و گردان ما داخل ساختمان یک مدرسه راهنمایی در مرکز شهر در حال استراحت بود قرار شد عصر همان روز جهت اجرای عملیات با کامیون به خط اعزام شویم ولی به دلایلی عملیات دو روز به تاخیر افتاد تا آن روز من ایشان را خیلی نمی شناختم و تحت نظر نداشتم. وقتی او را دیدم که در حال عبادت بود چهره نورانی داشت. شب عملیات دلهره داشتم که از خواب پریدم دیدم که کریم در حال عبادت است . با خود گفتم خوشا به حال او که این قدر سعادت دارد و عبادت می کند و ما می خوابیم روز بعد با کامیون ها حرکت کردیم در مسیر راه او دعا می کرد و می گفت: خداوندا دوست دارم تو را بدون سر ملاقات کنم و خدا را به ائمه قسم داد تا دعایش را اجابت کند. عملیات شروع شد و غروب همان روز خمپاره ای بر سر شهید اصابت کرد و سرش از تن جدا شد و به مقام شهادت رسید سرش را تا مدتی پیدا نکردند و پیکرش را بدون سر به اسفراین بردند و به خاک سپردند بعد ها سر شهید توسط آقای دانایی پیدا شد و در مریوان مدفون گردید .