https://shohada.org/fa/shahid/content/200036

شناسه خبر: 200036
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۳۰

عشق به جهاد

راوی طلعت میری : یکبار من به همسر محمد صادق گفتم برو به شوهرت بگو اگر این دفعه به جبهه بروی و مرا تنها بگذاری، من هم به خانه پدر و مادرم می روم و اینجا نمی مانم. همسرش هم این کار را کرد. روز بعد محمد صادق به شهر رفته بود و یک جعبه بزرگ خواروبار و حبوبات و... آورد و گفت: من به جبهه می روم. همسرم از این وسایل استفاده کند تا سربار شما نباشد. من هم در آن لحظه گریه کردم و گفتم پسرم من آن حرف را برای اینکه تو هب جبهه نروی گفتم. محمد صادق گفت: مادر جان چرا این حرف را می زنی؟ من بخاطر شما و خواهرانم و همسرم و مملکتم به جبهه می روم. اگر بدانی چقدر انسانهای بی گناه در منطقه جنگی در گورهای دسته جمعی دفن شده اند. من به خاطر اینها به جبهه می روم نه برای راحتی خودم. بعد از آن من هم دیگر چیزی نگفتم.