https://shohada.org/fa/shahid/content/200250
شناسه خبر: 200250
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۳۳
خاطرات سیاسی
به روایت از مخدر خانی : یک روز رفتم خانه ی مادرم دیدم همه ناراحت هستند . پرسیدم چی شده است؟ گفتند دو تا برادرت دعوا کرده اند.پرسیدم چرا ؟ گفتند داداش بزرگت علی آقا می گوید عکس شاه را توی خانه بزنیم ولی شکر ا.. می گوید عکس امام را بزنید سر این موضوع دعوا کردند آخر به این نتیجه رسیدند که عکس شاه و امام را در خانه نصب کنند به محض اینکه انقلاب پیروز شد شکر ا.. عکس شاه را پاره کرد و عکس امام نصب بود وقتی داداش بزرگم آمده بود شکر ا.. به ایشان گفته بود داداش جان راضی باش من عکس شاه را پاره کردم ریختم داخل سطل آشغال .