https://shohada.org/fa/shahid/content/200758
شناسه خبر: 200758
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۴۰
عشق شهادت
به روایت از عذرا بیگم حسینی ثانی : زمانی شروع انقلاب من کلاس پنجم ابتدایی بودم یک شب که سید اسماعیل به خانه آمد برنامه هایی را برای راه پیمایی روز بعد در روستای معدن بر دست داشت آنها را از شهر گرفته بود وآورده بود تا در تظاهرات روستا از آنها استفاده کنیم من شعارها را از ایشان گرفتم تا تمری کنم که بتوانم جلو خانه ها شعار بدهیم از ایشان پرسیدم داداش اگر من شهید شدم چه گفت:خون ما که از حضرت زینب و امام حسین(ع)سرختر نیست.این کلمات او نصیحتی بود که ایشان در زندگی به من کرد.