https://shohada.org/fa/shahid/content/201175

شناسه خبر: 201175
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۴۴

خواب و رویای دیگران درمورد شهید

قبل از شهادت برادرم خواب دیدم که من و احمد در کنار یک رودخانه بزرگ که آب فراوانی نیز داشت با یکدیگر قدم می زنیم همانطور که در حال قدم زدن بودیم ناگهان روی یک درخت بزرگ دو کبوتر سفید را دیدم که نشسته اند. احمد در دستش یک تفنگ بادی بود و می خواست که کبوترها را هدف قرار دهد، من اصرار زیادی کردم که گناه دارند کبوتران به این زیبایی را نزن بیا برویم ولی احمد اصرار داشت و می گفت که: یکی از ان دو کبوتر مال من است و باید او را بزنم و با تفنگ بطرف آنها نشانه رفت و با شلیک یک گلوله یکی از کبوتران با گردنی خونی داخل آب رودخانه افتاد و برادرم فوراً خودش را به داخل آب انداخت و هر چه من اصرار کردم که آب شما را می برد ولی او توجهی به حرفهای من نکرد. به سرعت خود را به کبوتر خونی رساند و کبوتر را گرفت و آب هر دوی آنها را برد و من هر چه تلاش کردم نتوانستم او را نجات دهم بعد از چند روز از این خواب خبر شهادت برادرم را به من دادند.