https://shohada.org/fa/shahid/content/201724

شناسه خبر: 201724
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۵۱

حسن برخورد

راوی محمد پاشایی: خاطره ای را دوستان از ولی ا... چراغچی در منطقه این گونه برایم نقل کردند : در یکی از محور های عملیاتی جنوب دستشویی های متحرکی برای رزمنده ها نصب کرده بودند . روزی برادر ولی به دستشویی می رود و مانند سایر رزمنده ها در صف می ایستد تا نوبت ایشان برسد . در همین حین ظاهراً یکی از رزمنده ها یی که دستشویی می رود آفتابه را آب نمی کند یا یادش می رود آب کند .از توی دستشویی می گوید برادری که بیرون ایستاده ای همین آفتابه را بگیر آب کن و بیار .آقای چراغچی که پشت در دستشویی ایستاده بودند آفتابه را می گیرند آب می کند و می آورد به آن فرد می دهد .وقتی آن رزمنده از دستشویی بیرون می آید چشمش به چراغچی می افتد .بسیار شرمنده می شود . چراغچی به رزمنده می گوید من یک وظیفه اخلاقی داشتم که انجام دادم .