https://shohada.org/fa/shahid/content/202262

شناسه خبر: 202262
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۲:۵۸

دقت در حلال و حرام

راوی فاطمه سربیشگی: شبی غلامحسین در سرزمین های کشاورزی مشغول آبیاری بود . همچنین ایشان مسئولیت آبیاری باغی معروف به باغ گمرکی را بر عهده داشت که مربوط به مردم بود در حین آبیاری در باغ با دیدن درختهای هلو حوس کرد که یکی از آنها را بخورد . وقتی هلو چید و خورد دلشوره عجیبی به دلش می افتد . قلباً از انجام این کار پشیمان می شود . و صاحب باغ هم نبوده تا از او حلالیت بطلبید . اتفاقاً در همان شبی که غلامحسین در منزل حضور نداشت یکی از گوسفندان ما بدون هیچ دلیلی از بین رفت . صبح که ایشان به منزل آید بدون هیچ حرفی از من پرسید شب قبل در منزل اتفاقی نیفتاده است من هم برای اینکه او ناراحت نشود جریان را نگفتم . تا اینکه بالاخره فهمید که یکی از گوسفندانش از بین رفته است دستهایش را به آسمان بلند کرد و وگفت : خدایا شکر که به این ترتیب کار بد من را جبران کردی و باعث شدی سالم صاف شده و لقمه حرام به بچه هایم ندهم .