https://shohada.org/fa/shahid/content/203396
شناسه خبر: 203396
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۳:۱۳
پيش بيني شهادت
راوی محمد مهدی فکور : عملیات قادر 1 در حال شروع بود. فرماندهان همه جمع بودند. شهید کاوه، صیاد شیرازی و ... ناگهان در آن شلوغی جمعیت شنیدم، یکی صدا می زند، حاجی امامی! برگشتم دیدم شهید کاوه، آقای امامی را صدا می زند. شهید امامی آمد و گفت: بفرمائید. شهید کاوه گفت: این قله را به شما می دهم که فتح کنید. شهید امامی گفت: ما در خدمتتان هستیم. آمد و کناری ایستاد. ناگهان دیدم صدای هق هق گریه اش بلند است. گفتم: حاجی امامی چه شده است؟ شهید امامی گفت: در این لحظات دلم یک طور دیگری است. من گفتم: حاج آقا این دفعه نوبت شما نیست. گروهان را به من بدهید. حاجی پاسخ داد: نه. من همان دسته سه را به شما می دهم. یادم نمی رود هنگام خداحافظی خنده می کرد، آن هم چه خنده هایی! گفت: دایی فکور خدا شاهد است که: شاید ما همدیگر را نبینیم. این بچه ها را به دست شما می سپارم. پیشانی بچه ها را بوسید و رفت.