https://shohada.org/fa/shahid/content/203404

شناسه خبر: 203404
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۳:۱۳

فعاليتهاي فرهنگي

راوی محمد مهدی فکور : صبح اربعین بود. نماز را خواندم و می خواستم بخوابم که شهید امامی گفت: آقای فکور بلند شو. گفتم:‌حاجی چه خبر است؟ گفت:‌هیأت داریم و باید عزاداری کنیم. گفتم:‌چه هیأتی ؟‌گفت:‌گروهان علی اصغر عزاداری بر پا کنند و سینه بزنند، گفتم:‌ حاج آقا الان که هنوز صبح زود است. گفت: نه گروهان علی اصغر باید،‌به خاطر اربعین حسین (ع)‍ از همه زودتر شروع کند. بعد یکسری پیشانی بند سیاه به من داد،‌گفتم: اینها را کی آماده کرده اید؟! گفت: من نذر دارم اربعین امام حسین (ع) را هر جا که باشم روضه بخوانم، ‌من پیشانی بندها را بردم و به بچه ها دادم و آنها را آمادة عزاداری کردم، یک بلند گو دستی داخل گروهان داشتیم، یادم هست که حتی باطری بلندگو دستی را از قبل تدارک دیده بود، آمد و شروع کرد به خواندن مصائب امام حسین (ع) و نوحه سرایی،‌عزاداری عجیبی در آن روز برگزار شد، که حتی سردار منصوری گفت:‌ آقای امامی خدا حفظت کند واقعاً ما را رو سقید کردی، ما برنامة عزاداری نداشتیم ولی شما با این کار باعث شدی پیش امام حسین(ع) سربلند باشیم.