https://shohada.org/fa/shahid/content/203887

شناسه خبر: 203887
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۳:۲۰

دقت در حلال و حرام

به روایت از محمدعلی بسکابادی : ایشان به نقشه کشی قالی می رفتند. یک شب به مغازه ایشان رفته بودم که او رو به من کرد و گفت: پدر امروز در بازار سرشور بودم که در بین راه دستمالی پیدا کردم، آنرا برداشتم و داخل آن را نگاه کردم. دیدم 3000 تومان است. بعد به مغازه آمدم بعد از چند دقیقه صاحب کار آمد و درب مغازه را باز کرد. در همین هنگام یکی از مشتریان صاحب کارم آمد. دیدم خیلی رنگش پریده است. استاد کارم از او سؤال کرد چرا رنگت پریده؟ گفت: امروز 3000 تومانی که به شما بدهکار بودم را در دستمالی بستم تا برایتان بیاورم ولی در بین راه آنرا گم کردم. استاد کار گفت: پول برای من؟ مرد گفت: بله. من که فهمیده بودم پول مال همان مشتری است، گفتم: نشانی داری. مرد گفت: بله، یک پارچه قرمز که 3000 تومان داخل آن بود. من آن پولها را به او دادم و او خیلی خوشحال شد.