https://shohada.org/fa/shahid/content/204209
شناسه خبر: 204209
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۳:۲۵
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
به روایت از فاطمه بانپور : یادم هست برادرم مهدی بانپور زمانی که از آموزش رزم مقدماتی آمده بود به خاطر جثه کوچکی که داشت برادرم حسین او را اذیت می کرد و می گفت شما خیلی کوچک هستی و توانایی حضور در جبهه را نداری و در آنجا کاری از دست تو بر نمی آید مهدی به برادرم گفته بود من به شما ثابت می کنم که می توانم در آنجا مسئولیتی را به عهده بگیرم حسین به او گفته بود اگر می خواهی ثابت کنی باید این سطلهای آب را از زیر زمین به بالا پشت بام انتقال دهی وقتی من به خانه آمدم دیدم که عرق از سر و صورت او می ریزد و او در حال بالا رفتن از پله ها است به او گفتم چرا این کار را می کنی؟ گفت می خواهم به حسین ثابت کنم که می توانم در جبهه حضور داشتند و کاری برای مملکتم انجام دهم.