https://shohada.org/fa/shahid/content/204491
شناسه خبر: 204491
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۳:۲۹
خاطرات نحوه مجروحیت
به روایت از مریم ایوبی گزکوه : این دفعه او بسیار سخت مجروح شده بود و از ناحیه پشت سر قسمت گودی مورد اصابت ترکش قرار گرفته بود و قمستی از این ترکش ها در سر حاجی پخش شده بود. وقتی مادر و آقای حسینی از دکتر پرسیده بودند وضع پدر چگونه است ؟ دکتر گفته بود باید عمل شود حاجی یا شهید می شود و یا قطع نخاع . پدرم علت این که ترکش به محل حساسی برخوردکرده بود نه می توانست دراز بکشد و نه می توانست سرش را این سو و آن سو بچرخاند فقط نشسته بود . پدر با همان حال نشسته نمازش را می خواند و در ضمن پدر بر اثر ترکش که به سرش خورده بود فراموشکار شده بود. صبح روزی که قرار بود پدر را عمل کنند آقای حسینی که به عنوان همراه با پدر بود آن روز صبح که از خواب بر خواسته بود دیده بود که پدر حالش فرق کرده و نور زندگی نور امید در چشمانش می درخشید از پدرم پرسید بود آقای ایوبی حالت چطور است . حاجی در جواب گفته بود : آقا امام زمان مرا شفا داد . او را به پزشک معالج نشان دادند . دکتر پس از معاینه در جواب گفته بود : ایشان بطور معجزه آسایی از خطر مرگ نجات پیدا کردند و در حال حاضر به یک عمل مختصر نیاز دارند که خطرناک نیست پس قسمتی از ترکش را که پخش نشده بود از سر پدرم در آوردند و قسمتی که پخش شده بود برای همیشه به صورت همراه جدایی ناپذیر سر پدرم در آمد . و در تمام لحظات غم و شادی همراهش بود . دکتر قبل از عمل گفته بود : فراموشی پدر 6 الی 7 ماه باقی خواهد ماند ولی حدودا یک ماه این شهید عزیز فراموشی داشتند و سپس بکلی مرتفع گردید.