https://shohada.org/fa/shahid/content/207237

شناسه خبر: 207237
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۱۴

دقت در بيت المال

راوی خسین یوسفی: در سال 1358 منزل ما در علی آباد بود . ما رفته بودیم به نیشابور منزل یکی از بستگاه و ساعت 11 - 12 شب بود که به علی آباد بر می گشتیم . عباس برای مأموریت موتوری از سپاه دستش بود . مادرم به عباس گفت : مادرجان شما دارید می روید داداشت را هم ببر . ولی عباس گفت : شرمنده ام مادر جان این وسیله مال بیت المال است و من الان در حال مأموریت هستم که فردا باید رأس ساعت 5 به سرکارم برسم . حسین با هرچی آمده با همان هم برگردد . مادرم خیلی ناراحت شد که که پسر جان این خشک مقدسی ها یعنی چه ؟ عباس گفت : اگر الان سوار بر موتور شود آن قدر وزنش زیاد است که استهلاک لاستیک ها را پایین می آورد وزن حسین که به هوا نیست و حسین را به هیچ وجه سوار نمی کنم و می گفت : مادر شما و من را در قبرهای جدا می گذارند و من نمی توانم جواب گو بیت المال باشم من او را به پشتم می کنم ولی سوار موتور نمی کنم .