https://shohada.org/fa/shahid/content/207240
شناسه خبر: 207240
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۱۴
آخرين وداع با خانواده
راوی فاطمه یوسفی: سری آخری که می خواست برود جبهه گفت : خواهر از ما راضی باشی گفتم : برای چه داداش گفت : خوب راضی باش اگر یک موقع از جبهه با (تابوت ) آمدم راضی باشی منهم در جوابش گفتم داداش این حرف ها چیه می زنی ؟ گفت : خوب آدمی است اگر یک موقع با جعبه آمدم راضی باشی . گفتم ای بابا شما که همیشه همین حرفها را می زنی گفت : آدمی است دیگر یک سری می بینی با جعبه آمده ام چون ایام عید بود رفتم و مقداری تنقلات ( شیرینی ، پسته ، شکلات ) خریداری کردم و صورتش را بوسیدم همین بود که رفت و من دیگر عباس را ندیدم که روزی عباس با ما تماس گرفته بود ولی ما منزل نبودیم که با او صحبت کنیم . دلم هراس برداشت و منتظر بودیم که چه روزی خبر شهادت عباس را به ما می دهند ! روزی دیدم عباس آمده مادرم به سر کار می رفت و دیدم همسرشان هم آمده خانه با خودم گفتم خدایا چه خبر شده است ؟ بعد با خبر شدم که عباس به شهادت رسیده است .