https://shohada.org/fa/shahid/content/207366

شناسه خبر: 207366
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۱۶

بدون عنوان

طسید نوالله یزدانی خاطره ای را این گونه تعریف می کرد:اول جنگ مریض شده بودم به طوری که مدت بیش از یک سال در رختخواب افتاده بودم وبه اندازه ای لاغر وضعیف شده بودم که توان راه رفتن را نداشتم وبه طور کلی فلج شده بودم وکارم به جایی رسیده بود که تمام اهالی خانه از تر وخشک کردن من خسته شده بودند به طوری که هر لحظه مرگم را از خدا در خواست می کردم به هر دکتری که مراجعه می کردم جواب منفی می داند در نهایت به این فکر افتادم که به حرم امام رضا (ع) بروم وبه ایشان متوسل شوم وسلامتی ام را از ایشان بگیرم وقتی وارد حرم شدم با خدا عهد کردم که اگر من شفا یافتم به جبهه بروم وتا روز آخرجنگ تا شهادت به پشت جبهه برنگردم وسلامتی خود را مدیون اسلام وامام رضا(ع) می دانست. راوی: علی محمد رحمانی