https://shohada.org/fa/shahid/content/207462

شناسه خبر: 207462
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۱۸

عشق به جهاد

راوی گل جمال هوشیار: آخرین بار که قدیر در حال رفتن به جبهه بود من تا پیش ماشین رفتم تا شاید منصرفش کنم که نرود اما او برگشت و به من گفت ، من اصلاً از رفتن به جبهه ناراحت نیستم بنابراین تو هر کاری بکنی نمی توانی من را از جبهه رفتن منصرف کنی ، من باید بروم ، در آنجا چند خانم دیگر هم بودند و آنها هم به قدیر گفتند : ببین خواهرت چقدر ناراحت است پس بیا و جبهه نرو اما دوباره قدیر برگشت و در جواب آنها گفت : خواهرم باید از حضرت زینب (س) یاد بگیرید که چگونه در کربلا و آن واقعه صبر کرد و شجاعت نشان داد حالا رفتن به جبهه وظیفه من است و خواهرم هم باید مانند حضرت زینب (س) باشد که اگر من شهید شدم با وقار در مجلسم بشیند و بلکه خوشحال هم باشد و بعد گفت : خواهر این شاید آخرین باری باشد که همدیگر را می بینیم و رفت .