https://shohada.org/fa/shahid/content/207784

شناسه خبر: 207784
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۲۲

محبوبيت شهيد نزد ديگران

راوی رمضانعلی لطفی: عملیات مسلم بن عقیل ما پشتیبانی لشکر عاشورا بودیم که مهدی وحیدی ساعت چهار بعداز ظهر بود که اعلام آماده باش کردند بلند شدیم امکاناتمان را برداشتیم و حرکت کردیم به سمت نفت شهر و پشت یک تپه ی بلند پنهان شدیم بعد آقای وحیدی با یک صلابت خاصی و با یک چهره ی روشن بچه ها را جمع کرد و گفت قرار است امشب وارد عمل شویم و هر کس امشب از این خط عبور کند امید برگشتی نیست و برگشتن با خداست. یک چهره ی خیلی خندان همراه با گریه یک حالتی که اصلا نمی شد توصیف کنی هم داشت می خندید هم داشت اشک از چشمانش می آمد همه ی بچه ها منقلب شده بودند ایشان با یک موتور تریل یا یاماها با یکی از بچه ها که ایشان الان هم در قید حیات هستند جناب سرهنگ شاکری می رفتند به منطقه ی عملیاتی و چرخی زدند و برگشتند نمی دانم وضعیت منطقه را احساس کرده بودند که گفتند یک مقدار توسلاتتان را بیشتر کنید اوایل شب بود یک منطقه ای بود که باران آمده بود و یک شکافی ایجاد کرده بود بچه ها را در همان شکاف جمع کردند و دعای توسل و زیارت عاشورا را در آنجا خواندند و آماده شدیم برای عملیات.