https://shohada.org/fa/shahid/content/208298
شناسه خبر: 208298
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۲۹
تهجد و عبادت
راوی محمد علی نظام دوست : محمد تیربار چی بود و من هم کمکش بودم. یک شب گفتم: برادر شما تنهایی خسته می شوید، بیائید بخوابید من نگهبانی می دهم. گفت: نه برادر شما هنوز بچه هستید. امکان دارد دشمن از روی خاکریز بیاید و بچه ها را که در سنگرند غافلگیر کند. وقتی از خواب بیدار شدم، دیدم یک زمزمه ای می آید. زمزمه ضعیفی بود. وقتی بلند شدم دیدم که با خدای خویش در حال راز و نیاز است و اشک می ریزد.