https://shohada.org/fa/shahid/content/208660

شناسه خبر: 208660
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۳۵

خبر شهادت

راوی علی اکبر ناجی میدانی : به دوستانی که خبر شهادت برادرم علی اصغر به من دادند گفتم : با توجه به وضعیت خانواده ام، امشب نمی توانم این خبر را بدهم ، باید یکی دو روز به من مهلت بدهید ، تا خانواده را یک طوری آماده کنم ، ولی آنها گفتند که : شما باید هر چه سریع تر کار را انجام دهید . چون تعداد دیگری از شهدا هم قرار است تشییع بشوند . مانده بودم ، چکار کنم به برادر بزرگترم که در خانگیران در پالایشگاه بود زنگ زده و خبر شهادت علی اصغر را دادم و فردا صبح هم به خانواده گفتم که : اصغر دوباره مجروح شده است . اما این دفعه مجروحیتش خیلی سخت است و به مادرم هم سفارش کردم که شما حرم برو و سلامتی اصغر را از امام رضا (ع) بخواه . با اینکه می دانستم برادرم شهید شده است اما به این صورت می خواستم ایشان را آماده کنم . مادرم از همه جا بی خبر به حرم رفت . در آنجا هم به چند نفر سپرده بود که پسرم سخت مجروح شده برایش دعا کنید . خیلی با امام رضا (ع) راز و نیاز کرده بود در همین موقعیتی که مادرم به حرم رفته بود . من به خانه چند نفر از بستگان رفتم . خلاصه به زحمت توانستم بعضی از بستگان نزدیک را به خانه آورده و آنها را تک تک در جریان قرار دهم . پدر و برادر هایم برای شنیدن این خبر آمادگی بیشتری داشتند . ولی شنیدن این خبر برای مادرم خیلی سخت بود . الحمد الله بعد از اینکه خبر را به مادرم دادیم و ایشان از موضوع آگاه شدند . واقعاً آن عکس العملی که ما انتظارش را داشتیم انجام نشد و خداوند به مادرم صبر و استقامت دیگری داده بود . وقتی که ایشان را برای دیدن جنازه بردیم، دنبال این می گشت که ببیند جراحت قبلی دست شهید بهبود یافته یا نه .