https://shohada.org/fa/shahid/content/208778

شناسه خبر: 208778
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۳۶

تدبير نظامي و مديريت

راوی محمود باقرزاده : حرکت زیبای دیگرش به عنوان یک تدبیر در مرحله دوم یا سوم همین عملیات بود که بچه ها آمده بودند در عمق نفوذ کرده بودند و تا کنار خود رود دجله رفته بودند ، ولی پشت سر ما که پد هلی کوپتر بود یا پد 8 هنوز دست عراقیها باقی مانده بود که یک راهی بود تقریبا 8 کیلومتر که در هر یک کیلومتر یک پدی زده بودند و 8 تا پد به سمت داخل ایران بود . روز اول که خط اول از حساسیت خاصی برخوردار نبود هلی کوپترها راحت می آمدند و آذوقه و مهمات را در خط اول پیاده می کردند و بر می گشتند و نیز می رفتند بعدها دشمن متوجه شد و نیروهای زره هی اش را وارد کرد و از طرف دیگر تجهیزات و هواپیما و هلیکوپترهای زیادی را در منطقه داشت . هلی کوپترها مشکل می توانستند که بیایند به راحتی توی خط اول بنشینند و بار خودشان را پیاده کنند . مجبور بودند در ان قسمت پت بنشینند . پت هم که در دست عراقیها بود . این برایمان یک معظلی شده بود . بحثی که شد نتیجه نهایی اش این شد که شهید میرزایی با پیشنهادی که داد می گفت : من خودم به اتفاق یک نفر این 6 کیلومتر باقی مانده را پاکسازی می کنم . طرحش هم این بود که یک غلطکی از عراقیها آنجا باقی مانده بود آمد کیسه ها را پر خاک و شن کرد و به عنوان حفاظ راننده جلو این غلطک گذاشت و یک چند تا هم برای جلو خود موتورش که گلوله یا مثلا آر پی جی اگر چیزی شلیک شد به موتور آسیب نرسد به این شکل آن راننده جلو غلطک قرار گرفت و خودش از پی غلطک یکی یکی عراقیها را به درک واصل کرد و منطقه را پاکسازی کرد تا نهایتا رسیده بود به آن آخر جالب بود که تقریبا اکثر یا تسلیم شدند یا مهماتشان تمام شده بود ، یکی از این بعثیها که ظاهرا فرماندهشان بود به خودش هنوز این اجازه را نداده بود و یا در شأن خودش و غیرت خودش ندیده بود که بیاید و تسلیم شود با کلتش داشت به طرف شهید میرزایی تیر اندازی می کرد که شهید میرزایی از فرصت استفاده می کند با یک خیز برداشتن به طرفش خودش را پرت می کند بالایش و با چند تا مشت و لگد این اسلحه را از او می گیرد و با کلت خودش او را به درک واصل می کند به این شکل این منطقه جالب و سوق الجیشی را فتح کرد .