https://shohada.org/fa/shahid/content/208788
شناسه خبر: 208788
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۳۶
شجاعت و شهامت
راوی محمد میرزایی صفی آباد : یک سال قبل از شهادت مهدی میرزایی با وجود اینکه ما حکم داشتیم که ده نفر نیرو که در حکم امده بود که مسلح باشندواجازه تردد دارند در جاده اهواز -خرمشهربرادران دژبان اجازه نمی دادند ما حرکت کنیم ومیگفتند چون خانمها هم با شما هستند نمیگذاریم. مهدی با توجه به اینکه دید اگر برگردد وتا بخواهد اجازه برای خانمها بگیرد مشکل است گفت هر چه بادابادما باید برویم گفت شما سرتان را پایین بگیرید ما حرکت میکنیم برادرها تعریف میکردند که از این حرکات زیاد داشته اند آنها هم تیر اندازی میکردند ما بالاخره رفتیم تا رسیدیم به منطقه شلمچه آنها آنجا هم از جاده جلوی خاکریز حرکت میکردند جاده صافتر بود میگفت راست بهتراست و زودتر میرسیم گرد وخاک هم نداریم منتها تیر خمپاره می آید شما نترسید مشکلی نیست از جلوی خاکریز جاده آسفالته را گرفتیم و امدیم و ما را به تنگه چزابه برد غروب بود وما ماشینمان استتار از طرف دشمن نورافتاده بود بر روی شیشه ماشین ما را شتاسایی کرده بودند و یکسره خمپاره میآمد ما دو سه نفر بودیم که میترسیدیم و ات خمپاره میامد میپریدیم روی زمین میرفتیم در سنگرها ولی برای من عجیب بود که ایشان اصلا نمی ترسید راست میایستاد میگفت :مشکلی نیست من میدانم که این گلوله ها به کجا میخورد.