https://shohada.org/fa/shahid/content/208834

شناسه خبر: 208834
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۴:۳۶

خاطرات بعد از مجروحيت

راوی حمیده شریفی : ایشان به دلیل اصابت ترکش از ناحیه دست مجروح شده بود و به علت درد شدید از ناحیه دست ، به بیمارستان مراجعه می کند و موقعیکه از شدت درد ناله می کند در همان حال دکتر او را می بیند و به ایشان می گوید: چه کسی گفت که به جبهه بروی؟ حالا هم که رفته ای باید این درد و رنج را تحمل نمایی . شهید با شنیدن سخنان دکتر ، سخت ناراحت می شود و نسخه دارو را پاره می کند و بر می گردد ، اما به دلیل عدم معالجه ، دست ایشان فلج می شود . بعد از اینکه به خانه بر می گردد ، مادر شهید متوجه می شود و می گوید: مهدی جان دستت چه شده ؟ شهید طوری برخورد می نماید که مادرش متوجه نشود که دستش مجروح و فلج شده است . اما مادر ایشان اصرار می کند که اگر دستت کاری نشده ، کمی آن را تکان بده. خود شهید نقل می کرد : وقتی با اصرار زیاد مادرم مواجه شدم و از طرفی یقین داشتم که انگشتان دستم مجروح است و تکان نمی خورد . اما به خاطر اینکه می خواستم مادرم را راضی نگه دارم ، انگشتان دستم را تکان دادم ، متوجه شدم که هیچ دردی ندارم و می توانم به راحتی آنها را تکان دهم . مادرم که این صحنه را دید ، ناگهان به گریه افتاد. علت را پرسیدم مادرم گفت: پس از نماز ظهر و عصر بود که خوابیدم و در خواب امام رضا (علیه السلام) را دیدم که به من فرمودند: دست پسرتان فلج است و به او بگویید که من او را شفا داده ام و نگران نباشد.